فلــم هنــری هنــدی پی کی (PK) به تــوان ده هــا کتاب فلســفی ودیــن شــناسی

منبع: خاوران

نوشته شده توسط عتیق الله ساکت

saket qari atiq

تماشای فلم “پی کی” یادآور داستان حضرت ابراهیم درقرآن کریم است. تولید این فلم درپهنای هندوستان بزرگ آنهم درقلب ملیونها هندوهای بت پرست، مسیحیان وآیین های دیگر یادآور قیام حضرت ابراهیم بت شکن به تنهایی دربرابرمشرکین است. البته فلم نامبرده برعلاوهء تهاجمات وسیع برضد آیین بت پرستی اعم ازهندوییزم ومسیحیت ادیان دیگررا نیز تلویحأ زیر سوال برده است ولی مشخصأ دو آیین بت پرستی هندوییزم ومسیحیت را چنان مورد هدف قرار داده که عقاید وباورهای پیروان ایشان درزیرضربات آن کاملأ خورد وخمیرشده اند. این فلم براساس داستان تخیلی علمی توسط شخصی بنام “راج کمار حیرانی” ساخته شده که فشردهء داستان آن قرار زیر است:
قهرمان مرکزی فلم شخصی است که ازیک سیارهء دیگربخاطر انجام تحقیقات علمی وکشف انسانها بروی زمین و زمینی ها فرستاده شده است. وی درین کرهء بنام زمین که به او کاملأ بیگانه است، با ساکنین آن صرفأ شباهت جسمی دارد، درحالیکه هیچ زبانی را ندانسته وحتی به اشارهء آدم ها نیز نمیفهمد. زیرا چنانچه میدانیم زبان اشاره هم روابط تنگاتنگی با فرهنگ انسانها دارد که اگرما فرهنگ هراجتماعی بشری را ندانیم، طبعأ که از اشاره ها هم چیزی نخواهیم دانست. اما او بالاخره منطق وقوانین منطقی انسان های روی زمین را ازطریق تماس جسمی بمدت شش ساعت متوالی ازطریق محکم گرفتن دست یک زن روسپی بدست میاورد. طوریکه ازطریق این تماس یک بستهء مکمل قدرت بیان وتکلم و نیزقوانین منطق ابتدایی وقوانین عقلانی از وجود آن زن به مغز او انتقال میکند که بعد ازان وی قادر میگردد تا بواسطهء آن قوانین منطقی دست به بعضی قیاس های منطقی و استدلال های عقلانی بزند وباهمین قیاس های ابتدایی خود بزرگترین ادیان پرنفوس جهان را مانند هندوییزم و عیسیویت، مات ومبهوت کند. پس از فراگرفتن منطق و وقوف یافتن به یکرشته قواعد سادهء بدیهی چون هستی وچیستی، وجود و عدم، علت ومعلول، شی و لا شی، ممکن و ممتنع، تفکیک درست از نادرست، هر کل بزرگتر ازجزء، قانون ضرورت معلول به علت درپیدایش نخستین وغیره که ازذهن زن روسپی به ذهن او انتقال میکند، وارد جامعهء انسان ها گردیده و با اولین برخورد متوجه میشود که برعکس، انسانها به آنچه عقل شان حکم میکند، دررفتارهای خود خلاف آنرا عمل نموده وبه مقتضی قوانین بدیهی، عقلی ومنطقی اصلأ توجه ندارند بلکه عقل ومنطق خودرا درپای عقاید خرافاتی شان زیر نام باور های مقدس وایمان داشتن ذبح میکنند.
واژهء “پی کی” به معنای مخمور و نشه است که شخص دراثر نشهء مواد مخدر عقل خودرا ازدست داده و کارهای غیرمعمول وغیر معقول را انجام دهد که قسمأ به اشخاص دیوانه نیز این واژه را بکار میبرند. علت نامگذاری قهرمان فلم بنام نشه یا دیوانه ویا “پی کی” بخاطراینست که حرکات او کاملأ غیر عادی است وازطرف دیگر، او بخاطر احترام گذاشتن وپا بندی زیاد به قوانین منطقی چنان دست به قیاس های منطقی میزند که افراد جامعه وحتی چیزفهمان دربرابر پرسشها واستنتاج های قیاسی او کاملأ شکست خورده ولاجواب میمانند وهمه را به تعجب وا میدارد. ازینرو همه حرکات وگفتارهای او شبیه به انسانهای معمولی نه بلکه همانند نیمه دیوانه ها بنظر میرسد تا اینکه بنام شخص نشه ودیوانه دربین مردم مشهور میشود.
اتفاقأ بافرود آمدن به زمین و برخورد با آدمیان، او یک ابزار کوچک اسرارآمیز خودرا درمیان انسانها گم میکند. آن سامانهءکوچک ابزار کوچکی است که فقط وفقط ازطریق آن میتواند دوباره به مرکز فرستندهء سیارهء خود تماس گرفته و دوباره از زمین خارج گردد. دراصل جستجوی همین ابزار کوچک همانند گردنبند موجب میشودکه وی با گروه های مختلف دینی ومذهبی سردچار شود که درجریان این جستجو پیروان هریک ازان گروه های دینی وی را به متوسل شدن به خدای خودشان دعوت کنند. دریکجا وی به تشویق هندوها ترغیب میشود که همچو ایشان به پرستش خدای ایشان رو آورده ومشکل خودرا از تنها از بتها ومجسمه ها بخواهد. برای این منظور نخست به یک فروشگاهء بت فروشی داخل شده به دوکاندار میگوید:
آقا! من میخواهم یک خدا بخاطر عبادت و دعا کردن بخرم.
دوکاندار میپرسد: به کدام اندازه؟ خدای خورد یا خدای کلان؟ آن خدای بزرگ پنجاه کلدار قیمت دارد وآن خدای کوچک بیست کلدار، تو کدامش را میخری؟ دیوانه میپرسد:
آیا آن خدای که کوچکتراست، میتواند عینأ همه کارهای همان خدای بزرگ را انجام دهد یاخیر؟ آیا آن خدای کوچک درکارهایش عاجزتر ازبت کلان است؟ اگر ازنگاهء قدرت هردویشان باهم مساوی هستند که درینصورت همان ارزانترش برایم بهتراست چرا باید خدای گرانقیمت را بخرم؟ دوکاندار دربرابرپرسش وی حیران میماند وبالاخره یک مجسمهء کوچک چوبی را دریک کاغذ پیچانیده برایش میدهد وخودرا ازشر سوالات آزار دهندهء این شخص عجیب خلاص میکند. دیوانه ازانجا بت کوچک را گرفته به تقلید ازدیگر هندوها که درکنار یک سرک نشسته با چشمان بسته دعا ونیایش میکنند، درپهلوی ایشان قرار میگیرد ودربرابر همان بت چوبی اش اینگونه به دعا ونیایش آغاز میکند: خدایا من ازتو دوخواهش دارم: یکی اینکه گرسنه هستم، برایم غذا بده، دوم اینکه همان گردنبند گمشده ام را نیز ازتومیخواهم.
درهمین اثنا تصادفأ شخصی ازکنارهمین افرادی که دراصل جمعی ازفقرا وگدا ها هستند و درکنار جاده به عبادت خدا میپردازند، میگذرد وبرای ایشان قرص های نان را بعنوان خیرات توزیع میکند. دیوانه همینکه دعایش دربارهء نان و گردنبند اش تمام میشود، دفعتأ متوجه میشود که یک قرص نان بدستش گذاشته شده است. همینکه نان را درکف دستان خود میبیند، گمان میکند که این قرص نان از برکت اجابت دعایش ازآسمان بردستهای وی قرارگرفته و همان مجسمهء چوبی مشکل اشرا شنیده وحل نموده است. دفعتأ ازجا برخاسته با شادمانی خطاب به بت چوبی میگوید: براستی که تو خدای حقیقی هستی وصدای ما را میشنوی و حاجت های مارا براورده میسازی. پس حالا که چنین است، لطفأ همان گردنبند مرا هم بده!
ولی درین قسمت هرقدر که دعا والتماس میکند، از بت هیچ عکس العمل مثبتی را در ارتباط گردنبندش نمیبیند و آنرا نمییابد. بناچار دوباره به همان دوکانی که درآغاز بت را ازانجا خریده بود، رفته به وی شکایت میکند که این خدای کوچک توان یافتن گمشدهء مرا ندارد وهر قدر که با اوحرف میزنم، جواب مرا نمیدهد، او صرف مشکل مرا با یک قرص نان حل کرده وازان بیشتر توانایی ندارد. لطفا شما ببینیدکه نقص ومشکل این خدا درکجاست، شاید بطری اش تمام شده.
دوکاندار ویرا دیوانه خطاب نموده باوی پرخاش میکند. اما دیوانه از دوکاندار میخواهد که او باید این خدای ناکارآمدش را دوباره بگیرد وپول اش را واپس دهد. ولی دوکاندار با زرنگی وهشیاری تمام ویرا به معبد بزرگ هندوها راهنمایی میکندکه درانجا میتواند درحضور برهمن ها، پیرها وامام های روحانی و مذهبی هندوها عرض وداد خودرا بحضور خدایان پیشکش نموده جنس گمشده ای خودرا دوباره بیابد. القصه ازان عبادتگاه هم ویرا دراثر همینگونه پرسشهای منطقی اخراج نموده ویرا فرار میدهند تا اینکه به راهنمایی شخصی دیگری بسوی کلیسای مسیحیان رهنمون میشود که او میتواند خدای حقیقی وجنس گمشده ای خودرا درانجا حتمأ بیابد. دیوانه به کلیسا داخل میشود، اما درینجا سخافت آیین مسیحیت وعقاید کودکانهء ایشان را بدتر ومضحکتر از آیین هندوییزم مییابد که ایشان بدتر ازهر آیین خرافاتی دیگر برخلاف عقل ومنطق سلیم، درارتباط خالق کاینات عقاید خیالبافانه و روش های غیرمنطقی برای عبادت ونیایش دارند. او میبیند که راهبان وپیروان مسیحی پس ازگذشت هزاران سال، غم به صلیب کشیدن حضرت مسیح را تازه کرده وبعد جام شرابی را به افتخار او سر میکشند ومیگویندکه این خون حضرت مسیح است وحضرت مسیح را هم پسر خدا وهم خود خدا میخوانند. دیوانه ازافراد کلیسا میپرسد:
درینجا بالای خداوند چه واقع شده که شما عزاداری میکنید وآن مجسمه یی که مظلومانه بگونه یی فجیعی آنهم برهنه درصلیب بسته شده است، کیست؟ زمانیکه پاسخ های ایشان را میشنود ودربارهء به صلیب کشیدن حضرت عیسی خبر میشود، میپرسد: آیا این واقعهء دردناک تازه اتفاق افتاده؟ آیا زور خدا بالای نجات پسرش نمیرسید که اورا درچنگال ظالمان اینگونه فجیع رها کرد؟ این حادثه چه وقت اتفاق افتاده است؟ آنها درپاسخ میگویند دوهزار و چندسال پیش. دیوانه میپرسد: پس لابد شما حالا خبرشده اید؟ بالاخره افراد کلیسا دربرابرپرسش های کنجکاوانه ومنطقی او عاجز آمده ازانجا ویرا اخراج نموده واو ازچنگال ایشان فرار میکند وازکلیسا هم مأیوس میگردد که اینها چه میگویند ومنطق انسان وقوانین عقلانی چی؟ درحالیکه هیچ تناسبی میان این دوجود ندارد.
سرانجام ازفرط مأیوسی برگه های را تحت عنوان ” خداوند گم شده لطفأ آدرس دقیق ویرا برایم بگویید” چاپ نموده ودربین مردم پخش ونشر میکند وهمزمان هرطرف سرگردان بدنبال خدا درمیان فرقه ها وگروه های مختلف مذهبی حقیقت را جستجو میکند. وی بخاطر یافتن گوهر حقیقت با هرگروهی می آمیزد ولی بعد با ناامیدی ازیشان جدا میشود وبه دین دیگری میپیوندد.

همانند بیت مولانا:
من بهرجمعیتی نالان شدم    جفت خوش حالان وبدحالان شدم
“پی کی” و خرافات مسلمانان:
دریک بخش کوتاهء فلم، جایی که خواسته یکی ازشکافهای غیرعقلانی مسلمانان را هم مورد پرسش قراردهد، جایی است که قهرمان فلم بخاطر دریافتن حقیقت، با یک گروهء اهل تشیع که بخاطر حادثهء کربلا وشهادت امام حسین مراسم سینه زنی را براه انداخته وخودرا میزنند، سرخورده و به جمع ایشان ملحق میشود و با اشتراک و تقلید ازیشان او نیزخودرا محکمتراز دیگران سخت سخت میزند تا ببیند که ازین مذهب چه نتیجه یی مفیدی بخاطر یافتن حقیقت نصیب اش میشود. ولی با هرضربتی که به تن خود وارد میسازد ازچشمان حدقه برامده اش موجی ازتعجب وحیرت میبارد. گویا میخواهد بپرسد که این دیگرچی؟ مگر خداوند به لت وکوب وتعذیب بدن انسانها بخاطر یک حادثهء تأریخی آنهم بعد ازگذشت صدها سال با اینگونه مراسم چه ضرورت دارد وآیا چرا رضایت خداوند با اینگونه اعمال بدست آید ومنطق این مراسم درچیست؟ اما معلوم میشود که بازهم بمنظور دریافتن حقیقت، دست به تقلید از جماعتی زده که ظاهرأ دارای عقل ومنطق هم هستند، و او اجتماع ایشان را درحول یک عقیدهء خطا واشتباه آمیزمحال میداند. ازینرو تکلیف زجر دادن وشکنجه کردن بدن و حتی ریختاندن خون ازجسم خودرا با ایشان صرفأ بخاطر پیدا کردن حقیقت میپذیرد وآزمودن مراسم غیرعقلانی شانرا بجان میخرد تا ببیند که درفرجام پس ازسینه زدن وتیغ زدن به جان خود چه چیزی را بدست میاورد.

اهداف اصلی داستان دیوانه (پی کی):
فلم “پی کی” اساسأ یک فلم کاملأ انتقادی برمبنای برهان ها وقیاس های عقلی بوده و حتی گفته میتوانیم که درنهایت محرک قوهء عقلانی انسان دربرابر ادیان باطل وتحریف شده است که هدف عمومی آن برانگیختن عقل دربرابر نقل است. برعلاوه اهداف فرعی آن (البته ازدیدگاهء قاصر بنده) قرار زیر است:
یکم: داستان نویس میخواهد بگوید که میان منطق وباورهای انسانها فرق عظیم است. بویژه درعصرکنونی که با پیشرفت علوم وفن آوری انسانها با وصف اینکه مجهز باسلاح دانش ومنطق علمی هستند، وهمه چیزرا با علت ومعلول میسنجند، ولی هنوز هم توده های ملیونی انسانها مربوط به ادیان مختلف بویژه هندوییزم ومسیحیت وجود دارند که دارای باورها و ایمان های غیرعقلانی وغیرمنطقی هستند.
دوم: انسانها قطع نظر ازفرهنگ ها وعقاید متغیر دینی شان، عمومأ دارای قوانین منطقی وبدیهیات مسلمهء هستند که این قوانین درهمهء زمانه ها ومکانها همیشه ثابت ومطلق بوده وبرای همه یکسان است. برای تمیز دادن حقایق از و همیات، صرفأ همین منطق ابتدایی برای ما کافی است که ما حق وباطل را ازهم تمیز دهیم.
سوم: معیار حق بودن، لزومأ کثرت انسانها وپیروان یک عقیده ویا مذهب نیست. زیرا تجربه نشان داده که ملیونها انسان با وصف اینکه ازعقل ومنطق طبیعی برخوردار هستند، ولی بازهم پرسشهای برخاسته از گلوی منطق وندا های عقلانی شانرا در درون خفه میکنند، وبه عقاید غیرعقلانی، عجیب وغریبی رو میاورند وازان تبعیت میکنند.
چهارم: برای مغلوب ساختن ادیان باطل چون بت پرستی هندوها ومسیحیت، زیاد به علم ودانش وفراگرفتن قوانین مغلق وپیچیدهء منطقی و استدلال های عقلانی وعلمی نیاز نداریم. بلکه برای نگهداری فکر از خطا وافتادن درمنجلاب وهمیات و عقاید غیرعقلانی واستدلال کردن دربرابر ایشان صرفأ چند قانون سادهء منطقی وبدیهی کفایت میکند که آن قوانین منطقی بخاطر صیانت ذهن ازخطا حتی در وجود کودکان نیز وجود دارند. هرطفلی همینکه تازه به حرف زدن آغاز میکند، اولین پرسش او اینطور آغاز میشود: مادرجان! من، تو و پدرجان را کی آفریده؟ این بخاطراینست که طفل درهمان آوان کودکی، متوجهء قانون علیت شده واین قانون منطقی را دریافته است که هرعلت، معلولی دارد وهر کل بزرگتر ازجزء است. بنأ خلاف عقل ومنطق است که یک معلول ومصنوع مانند “بت” نسبت به علت اش (بت تراش) تقدم زمانی داشته باشد. وهمچنان حضیض ترین نقطهء سخافت است که قانون کلی وجزیی وعلت ومعلول را که ازجملهء ساده ترین قوانین منطق است، آنرا بگونهء معکوس دراوریم وبه طریقه ای باور کنیم که معلول ها وافراد جزیی نسبت به علت اصلی (خالق که همانا خداوند است) تواناتر بوده وآنجا که دشمنان خداوند برضد خالق شان میشورند و به زعم مسیحیان فرزند خدا ویا به زعم باطل مذاهب دیگر مسیحی خود خدا را میکشند وبه صلیب میاویزند، آن وجود کلی وعلت اصلی دربرابر مخلوقات خود عاجز آمده، نمیتواند ازخود دفاع کند. ونیزغیر منطقی است که خداوندی با آنهمه بزرگی، دربین ملیونها سیاره ها ومخلوقات بیکران، با حیوانات ذره بینی چون انسانها، ناز کردن وعشوه بازی را راه انداخته خودش درقالب این موجودات ذره بینی بنام عیسی وارد شود ودرسه چهره وسه اقنوم: خدا، روح القدس ومسیح ظاهرگردد وبا ایشان باصطلاح بازی موش وپشک را راه اندازی نماید. منزه است خداوند ازینگونه توصیف های مشرکین.
پنجم: ما انسان ها درعین اینکه اجتماعات مختلف انسانی را تشکیل داده واسم جامعه را به آن گذاشته ایم، دراصل این اجتماع ما صرفأ جسمی بوده، درحالیکه شدیدأ درمفارقت بسر میبریم. ازسوی دیگر ما نه تنها با آیین ها وادیان مخالف دیگر سر دشمنی ومخالفت داریم، بلکه با قوانین درونی عقلی خود نیز که باالبداهه هرکس واجد آنست، دشمنی میورزیم وبا خود نیز دشمن هستیم. ما صدای عقل خودرا خفه میکنیم، ولی برعکس ازیکرشته خرافات بدلایل گوناگونی چون: تقلید از عقاید جامعه، خودرا به رنگ جامعه درآوردن، محکم گرفتن راه ورسم نیاکان وپدران، تبعیت از جمع کثیر وغیره از خرافات پیروی میکنیم وآنهارا میپذیریم وهیچگاه شک وتردیدی هم بخود راه نمیدهیم که شاید پدران ما واجتماع ما اشتباه کرده باشند. آنچه قرآن درین زمینه میفرماید: اَوَلَو کان آباءهم لایعقلون شیأ وهم لا یهتدون. یعنی آیا اگرپدران شان در راهء باطل بوده باشند، چه؟ آیا بازهم به همان راهء ایشان ادامه میدهند؟
ششم: درمیان احکام عقلی واعمال ما وحتی درمجموع در زندگی اجتماعی ما انسانها عجیب ترین تناقضات رفتاری حاکم است ولی ما با اینهمه تناقض های غیرقابل توجیه ازنگاهء منطقی وعقلانی صرف بخاطر تحمل همدیگر و پیشبرد زندگی اجتماعی کنار میاییم وتعداد کثیر اینهمه امور غیرمنطقی وغیرحقیقی را نادیده گرفته از نعمت عقل خود بدرستی کار نمیگیریم. ما درروند زندگی بسا امور غیرحقیقی را حقیقی پنداشته وبین حقایق، اعتباریات و وهمیات هیچ فرقی نگذاشته ایم واین بلاییست که اکثر ادیان ومذاهب خرافاتی جهان وپیروان آن به آن مصاب هستند ولی افراد مصاب بجای تفکیک وتمیز امورحقیقی ازغیرحقیقی، ازتعصب کار گرفته و برای دفاع از همان خرافات عقیدتی شان زیر نام آزادی مذاهب لجوجانه تر ومحکمتر ازپیش پایکوبی میکنند تا چشم حریفان ومخالفین شان بسوزد. البته بسا مصلحتها وعوامل اجتماعی وروانی دیگرنیز تأثیرات خودرا دارند که ازحوصلهء این مقال بیرون است.
هفتم: یکی از دلایل عمدهء که ما متوجه اینهمه تناقضات و زیر پا گذاشتن قوانین عقلی ومنطقی خود نمیشویم وهرروز قوانین منطق را زیر پا میگذاریم اینست که اینها از بدو پیدایش ما دراثر تربیت بزرگان واعضای بزرگتر خانواده و افراد اجتماع بتدریج در ذهن و باورهای ما داخل شده اند. افراد بزرگتر خانواده ودیگر شخصیت های تأثیرگذار جامعه مصلحت ها وتابو هارا برای ما می آموزانند و تلقین میکنند. بنأ روش تدریجی باعث میشود که ما دربرابر تناقض ها وباور های عجیب وغریب خود واجتماع ماحول خود دچار حیرت زدگی نشویم و یک بیک همه را بالای خود بقبولانیم و به زیر پاگذاشتن قوانین منطقی هیچ اهمیت ندهیم وحتی عادت کنیم. درمواردی هم اگرما از خط قرمزی که خانواده وجامعه برای ما ترسیم کرده خارج میشویم وهمان قوانین ابتدایی منطق را دربرابر عقاید خرافاتی بکار میبندیم، بدون وقفه با تهدیدات زیادی ازطرف نهاد خانواده واجتماع مواجه میشویم وهمانند قهرمان این فلم، مردم مارا دیوانه خطاب نموده ازخود میرانند ومیدوانند. ولی هرگاه شخصی ازیک سیارهء دیگر کاملأ مجهز با همین قوانین منطقی وعقلی بیکبارگی و بدون گذشتاندن دوران کودکی و سپری کردن مراحل تدریجی پذیرش باورهای خرافاتی، وارد اجتماع بشری شود، همهء رفتارها وعقاید ما برای او عجیب وضد ونقیض خواهد بود واو تحمل نخواهد کرد.
هشتم: انسانها از ترس تکفیر بوسیلهء مبلغین دینی و واعظین دربرابر همه سخنان پلشت وغیرعقلانی ایشان همانند برده ها مُهرسکوت را برلب میزنند وخودرا تکلیف نمیدهند تا سخنان غیرمنطقی شانرا مستقیمأ مورد پرسش قرار دهند. ولی قهرمان فلم که ازسیارهءدیگر آمده و اصولأ ازینهمه محافظه کاریها، ظاهرفریبی ها، تقیه نمودن ها، منافقت ها وتکفیرشدن ها آگاهی نداشته صرفأ همان قوانین عقلی ومنطقی برایش اهمیت دارد، بمجردیکه یک جملهء کوتاه برخلاف منطق را درسخنان واعظین معبدها میشنود، آنأ صدای اعتراض خودرا بلند نموده استدلال منطقی میکند ومیپرسد: جناب، وقتیکه خودت میگویی، خداوند شنوا وبیناست، خداوند آفریدگار ماست، او مهربانتر ازوالدین برفرزندانش است، پس تو درمیان فرزند وپدر چکاره استی؟ کدام پدر میخواهد فرزند مصیبت زده اش که به کمک ضرورت دارد، برود به کوه های “هیمالیا” ودرانجا ریاضت وزحمت بکشد، تا خدا را راضی کند.آنهم درصورتیکه خدا درهرجا حضور دارد، پس رفتن به کوه های “هیمالیا” چی؟ ونقش تو درمیان این ارتباط مستقیم که میان خالق ومخلوق و به زعم خودتان میان فرزند وپدر حکمفرما است، چیست؟
نهم: دگماتیسم و عصبیت مرضی است که چشم وگوش انسان را از دیدن وشناخت حقیقت کور و کرمیسازد. البته بسیار اهداف دیگری نیز درین فلم تبلور یافته که بنده بمنظور جلوگیری ازاطالهء کلام ازذکر آن خودداری میکنم.
واکنش ها دربرابر “پی کی”
فلم “پی کی” یا دیوانه یگانه فلم در طول تأریخ سینمای هندوستان است که ازیکطرف بزرگترین سود وعاید مالی و ازطرف دیگرشدید ترین واکنشهای مخالفین را بخود دیده است. این فلم بتأریخ ۱۲ دسامبر ۲۰۱۴ بگونهء مکمل ویرایش و در روزهای بعد آمادهء نمایش گردید. در اولین روز گشایش، مبلغ ۴٫۱ ملیون دالررا بدست آورد که در روز دوم این رقم به ۴٫۶ ملیون دالر ارتقا یافت ودر روز سوم ۵٫۸ ملیون دالررا بعنوان عاید خالص بدست آمده نصیب صاحب امتیازش ساخت. بعدأ مجموع پول های بدست آمده دریک هفته به ۲۸ ملیون دالر بالغ گردید. پس ازسه هفته محاسبین عواید مالی دریافتندکه طی سه هفته پی درپی، فلم متذکره ۴۱ ملیون دالر سود خالص را کمایی کرده است.
نمایش فلم “پی کی” درکشورهای بیرونی وعواید بدست آمده:
این فلم همزمان با ۲۲ شرکت های تجارتی بین المللی بخاطر نمایش به مساهمه گذاشته شد که از رهگذر نمایش آن از تأریخ ۱۹ الی ۲۱ دسامبر، فقط درمدت سه روز ۲۸٫۷ ملیون دالررا بدست آورد. همچنان با نمایش آن در آمریکای شمالی مبلغ ۳٫۷۵ ملیون دالر به عواید خالص آن آضافه گردید. درپاکستان که بتأریخ ۱۰ جنوری ۲۰۱۵ به نمایش گذاشته شد، مبلغ ۱٫۷ ملیون دالر عاید خالص آن بدست متصدیان این فلم رسید. وبالاخره خلص کلام اینکه، براساس گزارش روزنامه های چاپی وتارنمایی هندوستان مجموع پولهای بدست آمده ازنمایش آن در درون وبیرون هندوستان به یکصد ملیون (۱۰۰) دالر آمریکایی عاید وسود خالص بالغ شده است که در درازنای تأریخ هنر سینما درهندوستان وحتی کشورهای دیگر تا ایندم کاملأ بینظیر بوده است.
و اما واکنش مخالفین:
به صدها نهادهای دینی ومذهبی هندوها که باورهای شان زیر تیغ بران پرسشهای منطقی این فلم به چالش کشیده شده است، دراعتراض به این فلم دست به مظاهره زده وخواهان تحریم و محو این فلم از دنیای سینما شدند. اکثر گروه های مظاهره کننده بر ضد ستارهء مشهور سینما “امیرخان” تجمع نموده درپس خانهء او داد وفریادهای را براه انداختند. گرداننده وداستان نویس این فلم “راج کمار حیرانی” که خود نیز یک هندوی منتقد آیین بت پرستی بشمول هندوییزم ومسیحیت است، شدیدأ ازطرف نهادهای مذهبی بت پرستان مورد تهدید واخطار های جدی قرارگرفته است. ولی نهاد های امنیتی دولت هندوستان قویأ حمایت شانرا بخاطر مصؤنیت “راج کمار حیرانی” ونیز امیرخان که یک شخص مسلمان است، اعلام نموده است. امیرخان درارتباط دفاع ازین فلم گفته است: این فلم دراصل به ضد هیچ دینی تولید نشده. بلکه یگانه هدف اساسی را که دنبال کرده اینست: “ایمان به خدایی داشته باشید که اوشما را آفریده، نه آن خدای که شما خودتان آنرا آفریده اید”. والسلام
یادداشت: بنده به تماشای فلم های هندی اصلأ عادت ندارم بجز اینکه اگر کدام اثری ازیشان دربین مردم بلوا برپا کند وخبرساز شود که “پی کی” یکی ازهمینگونه آثار بکر وخبرساز هنری بوده که درسطح سینمای جهان شناخته شد.

منابع:
http://www.bbc.com/news/world-asia-india-30602809
http://en.wikipedia.org/wiki/PK_(film)
http://indiatoday.intoday.in/story/5-reasons-why-aamir-khan-pk-must-be-banned/1/410550.html

۴۵۰ مجموع بازدید ۱ بازدیدهای امروز

کمنت های فیس بوک

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*